تبليغاتX
خواب در چشم ترم میشکند...
خواب در چشم ترم میشکند...

راه حقيقت مسيري است كه از ميان دروغها و راستيها مي گذرد


غروب جمعه...

امشب به اندازه ی تمام غربت جمکران دلم گرفته . حس می کنم از قالب تن تهی شدم و روح سرگردانم در حوالی جمکران خاموش است . نمی دانم چرا چشم ما لیاقت دیدن یوسف فاطمه را ندارد ... تمام کائنات برای امام زمان باقیست و چند میلیارد انسان تنها به خاطر آمدن مهدی (عج) است که نفس می کشند...

شعرم را تقدیم به عاشقانش میکنم تا بدرقه راه انتظارشان باشد ...

جانا به من جانی ببخش وز خود به من آنی ببخش     دست تمنا را ببین از لطف خود نانی ببخش

این دل چو با یادت رود . بیگانه با خود می شود         نورا بیا ظلمت ببر .این دهر را سامان ببخش

حسن جمالت می رود تا عرش او پروانه وار          این عاشق شیدا ببین . در عید خود قربان ببخش

ما سر به تو بسپرده ایم . تا کی چنین با انتظار         از قلب عاشق می بری . این صبر را دیوانه وار

این غصه ها در دل شکست تا نام زیبایت شنید        بر این یتیمان علی .دستی به سر از غیب و از پنهان بکش

ای خوب روی آسمان . ای دلبر منتظران            این انتظارت می کشد ما را . بیا پایان ببخش

بی دیدنت عاشق شدم این از کدامین عشق هاست      جام شهادت را بده . این مرگ را آسان ببخش

مر می شود بی دیدن معشوقه شیدایی کنی        عشقا بیا کفرم ببر. ایمان ببخش . ایمان ببخش

جمعه بیست و نهم آبان 1388  توسط حسن براتی  |

 

غربت

رسول خدا شرمنده ام یعنی امامان ما در اینجا خفته اند یعنی غریب تر از این خاک وجود دارد یعنی من شیعه ام؟ چه می گذرد خدایا؟ این چه جور مظلومیتی است که در خلقت شیعه نهادی؟ این صحنه را چگونی برای خود توجیه کنم بعد بگویم من هم شیعه ام . خدایا روز ها می گذرد و ما متوجه نمی شویم بقیعی هم هست. خدایا ما خوابیم نمیفهمیم آقا امام زمان چه گناهی دارد که باید این صحنه جان فرسا را ببیند و قلب نازنینش آتش بگیرد که ای شیعیانم آیا کسی هست مرا یاری کند؟ (هل من ناصر ینصرنی). می دانم می آیی جمعه ای که با فریاد انا المهدی  خواب را در چشم تر عاشقانت می شکنی . یعنی میشود چشم ما تو را بیسند و در رکابت بجنگیم و درحالی که تماشایت میکنیم در آغوش تو و در کنار تو شهید شویم.

** اللهم عجل لولیک الفرج **

دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388  توسط حسن براتی  |

 

من امروز از خودم برکنار شدم

*انا لله و انا الیه راجعون*

وعده های پروردگار حق است قیامت.ظهور منجی.مرگ

(چه کسی میتواند جلوی مرگ را بگیرد)

پس ظهور مهدی(عج) هم نزدیک است

** اللهم عجل لولیک الفرج **

جمعه بیست و چهارم مهر 1388  توسط حسن براتی  |

 

ملكوت

دوش ديدم كه ملايك در ميخانه زدند               گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند

ساكنان حرم ستر و عفاف ملكوت               با من راه نشين باده مستانه زدند

آسمان بار امانت نتوانست كشيد            قرعه كار به نام من ديوانه زدند

شكر آن را كه ميان من و او صلح افتاد          حوريان رقص كنان ساغر شكرانه زدند

آتش آن نيست كه از شعله او خندد شمع            آتش آن است كه در خرمن پروانه زدند

كس چو حافظ نگشاد از رخ انديشه نقاب             تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند


یکشنبه بیست و یکم تیر 1388  توسط حسن براتی  |

 

لحظه مرگ

آيا مي دانيد هنگام مرگ حجاب هاي مادي از مقابل چشم انسان كنار مي رود و حقيقت همه چيز به طور واقعي نمايان مي شود ((همانا پرده را كنار زديم اكنون ديده ات تيز است))از اين روست كه عاشقان پروردگار با شوق عجيبي كه در چشمانشان مي بيني دنياي مادي را ترك ميكنند و براي ديدار معشوق آرام و قرار ندارند.و گناهكاران سخت پشيمان و آشفته غزل خداحافظي مي خوانند.بنا بر آيات قرآن توبه و ايمان در لحظه ي مرگ پذيرفته نمي شود زيرا ندامت در صورتي مايه كمال آدمي است كه انسان قادر به انجام گناه باشد و زماني كه قدرت از او سلب شود توبه حاكي از دگرگوني روحي نيست.

یکشنبه بیست و یکم تیر 1388  توسط حسن براتی  |

 

اينك آخر الزمان 2

تا كي گريزي از اجل؟ در ارغوان و ارغنون! بر كش كشانت مى برند،انااليه راجعون.
آيا بخش وسيعي از مردم جهان در انتخاب نوع پوشش نوع تفريح مشاهده ي فيلم ورود به سايت ها در اينترنت به خواست و رضايت خداوند توجه مي كنند.در انتخاب اسوه ها و الگوها چطور و آيا الگو هايي كه اكنون مطرح اند خدا معرفي كرده است؟آيا اين اسوه ها پيشروان علم قهرمانان جهاد و فداكاران در راه آرمانهاي متعالي هستند كه ديدارشان انسان را به ياد خدا مي اندازد .تصوير چه كساني ديوار اتاق را تزيين كرده است .به خون حسين (ع) قسم خدا روي زمين غريب است


*الهم عجل لوليك الفرج و عافيه و النصر*

دوشنبه پانزدهم تیر 1388  توسط حسن براتی  |

 

اينك آخر الزمان

" بياييد چند روز زندگي را بيدار باشيم چون سالهاي زيادي به نا چار خواهيم خفت "

سلام به خدايي كه در اين نزديكيست آفريننده ديدگان و پنهان از ديدگان خداوند نفوذناپذير آگاه .خدايي كه

درگاهش براي فرياد كنان باز است كه همه رنگها از اوست و خود بيرنگ بيرنگ است

خدا به بندگان مومن خود موهبت خاصي عطا كرده و آن دژ استواريست كه هيچ لغزشي در آن راه ندارد و هر

كس به آن پناه برد از تعلق آزاد است و فقط و فقط به خداي مهربانش متعلق است و آن كلمه

"" لا اله الا الله ""

است. تنها راه رهايي در آخر الزمان

* قولوا لا اله الا الله تفلحوا * "بگوييد لا اله الا الله تا رستگار شويد"

یکشنبه چهاردهم تیر 1388  توسط حسن براتی  |

 

ضمير نا خود آگاه يا اراده الهي

لطفا كمي فكر كنيد

انسان در حال پرستش از وجود محدود خويش مي خواهد پرواز كند و به حقيقتي پيوند يابد كه در آنجا نقص و كاستي  و فنا و محدوديت وجود ندارد. پرستش خداوند ميل به پيوستن به افق بالاتر و وسيعتر است.انسان قادر است در برابر ميلها ي دروني ايستادگي كند.از اين توانايي انسان به نيروي اراده تعبير مي شود.عقل تشخيص مي دهد و اراده انجام مي دهد.انسان يگانه موجودي است كه خودش بايد خويشتن را انتخاب كند كه چه باشد.انسان داراي يك ضمير نا خودآگاه است كه به  وسيله آن خود را آن طور كه مي خواهد مي سازد و سرنوشت خويش را به دست مي گيرد. موفق باشيد

جهان در انتظار توست

جمعه بیست و نهم خرداد 1388  توسط حسن براتی  |

 

ستایش پروردگار در نهج البلاغه

https://www.sharemation.com/Guelyard/image/Emam%20Ali%20copy.jpg

هنگامی که انسان به طور سربسته می‏گوید: الحمد لله (هر گونه حمد و ستایش مخصوص خداست) چیزی از مراتب حمد و ستایش باقی نمی‏ماند، مگر این که مخصوص ذات پاک او می‏شود. به همین جهت در حدیثی می‏خوانیم که امام صادق (ع) از مسجد بیرون آمد در حالی که مرکب او گم شده بود، فرمود: (اگر خداوند آن را به من باز گرداند، حق شکر او را ادا می‏کنم، چیزی نگذشت که مرکب امام (ع) را آوردند در این موقع عرض کرد: الحمد لله! کسی گفت- فدایت شوم- مگر شما نفرمودید حق شکر خدا را به جا می‏آورم؟ امام فرمود: مگر نشنیدی گفتم الحمد لله (مگر چیزی بالاتر از این است که هر گونه حمد و ستایش را مخصوص او بدانم). حق او به اندازه عظمت ذات اوست و شکر و حمد ما به مقدار توان ناچیز ماست نه تنها در مقام عمل از مدح و ثنا و ادای حق او عاجزند که در مقام اندیشه و تفکر نیز از درک ذاتش ناتوانند. چگونه ما می‏توانیم به کنه ذاتش برسیم در حالی که فکر ما بلکه تمام هستی ما محدود است و جز اشیای محدود را درک نمی‏کند حال آن که ذات خدا از هر نظر نامحدود و صفات بی‏پایانش از ازل تا ابد را گرفته، نه حدی دارد، نه توصیف قابل درکی و نه آغاز و نه پایانی. نه تنها ذات او که صفات او نیز نامحدود است. علمش نامحدود است و قدرتش بی‏پایان، چرا که همه اینها عین ذات نامحدود اوست.

چهارشنبه بیستم خرداد 1388  توسط حسن براتی  |

 

دکتر وین دایر

اندیشه های فردی ما می توانند زمینه ساز اراده ذهن جهان شوند.

شما و نیروی ارادهتان از یکدیگر جدا نیستید.اندیشه هایتان را متناسب با روحیه خود شکل دهید.

در این صورت زمینه معنوی برای دستیابی به نیروی نا محدود الهی فراهم کرده اید و به سوی واقعیت بخشیدن به رویاهایتان گام بر می دارید.

همه آنچه آرزویش را دارید در روح جهان وجود دارد.افکار مشروط یا عدم احتمال تجلی رویاها را از ذهن تان دور کنید .

اگر رویایی به طور پیوسته و بدون افکار منفی در ذهن شما و ذهن اراده باقی بماند بی تردید در دنیای ما نیز واقعیت پیدا خواهد کرد .

به عبارت ساده تر "باور کنید که هرچه دعا کنید و بخواهید هم اینک به دست آورده ایدو به یقین آن را به دست خواهید آورد."                           "دکتر وین دایر

::دعا برای فرج امام زمان را نیز فراموش نکنید"             ::الهم عجل لولیک الفرج"

چهارشنبه بیستم خرداد 1388  توسط حسن براتی  |

 

نه از رومم نه از زنگم همان بيرنگ بيرنگم

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت.نفس کز گرمگاه سینه می آید برون .ابری شود تاریک و چو دیوار ایستد در پیش چشمانت .

نفس کاینست پس دیگر چه داری چشم از دوستان و نزدیکان.

مسیحای جوانمرد من!ای ترسای پیر !دمت گرم و سرت خوش باد.سلامم را تو پاسخ گوی.

در بگشای.منم من .میهمان هر شبت.لولی وش مغموم.

منم من سنگ تیپا خورده ی رنجور.منم من دشنام پست آفرینش. نغمه ی ناجور.

نه از رومم نه از زنگم. همان بیرنگ بیرنگم.

میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد.تگرگی نیست مرگی نیست.

من امشب آمدستم وام بگذارم .حسابت را کنار جام بگذارم.

حقیقت به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهان است.

مسیحا رو چراغ باده را بفروز .شب با روز يكسان است.درختان اسكلت هاي بلورآجين.دلها خسته و غمگين.زمستان است.

::الهم عجل لوليك الفرج::

سه شنبه نوزدهم خرداد 1388  توسط حسن براتی  |

 

روزها در گذرند

با رنگ قرمز مي نويسم تا بداني دلم خون است . سايه هاي زيادي در مقابل ماست دليل آن پشت كردن به نور الهي است وقتي به سوي نور برميگردي ديگر هيچ سايه اي وجود ندارد و احساس آرامشي عميق وجود انسان را فرا مي گيرد و انسان در زندگي به توفيقات عجيبي دست پيدا مي كند

سرچشمه نور الهي مهدي (عج)  است براي ظهور دعاي بسيار بايد

::الهم عج لوليك الفرج::

شنبه شانزدهم خرداد 1388  توسط حسن براتی  |

 

بهترین آفریدگان

امام خمینی بعد از بمباران پالایشگاه آبادان در اولین مصاحبه خود گفتند:الحمدلله. قبل از این بر نفت و خدا توکل می کردیم اما بعد از این فقط بر خدا توکل می کنیم

از نوشته های امام خمینی و شهید مطهری:

در انسان غريزه‏ء حقيقت جويی و تحقيق وجود دارد ، انسان اگر بداند رازی در ورای كهكشانها وجود دارد و دانستن و ندانستن آن تأثيری در زندگی او ندارد ، باز هم ترجيح می‏دهد كه‏ آن را بداند . انسان طبعا از جهل فرار می‏كند و به سوی علم می‏شتابد . انسان دوست دارد قيافه‏اش زيبا باشد ، نامش زيبا باشد ، جامه‏اش زيبا باشد ، مناظر جلوی چشمش زيبا باشد و خلاصه می‏خواهد هاله‏ای از زيبايی تمام زندگی اش را فرا گيرد . برای حيوان مسأله‏ء زيبايی مطرح نيست .

" همانا بسياری از جنيان و آدميان را برای جهنم آفريده‏ايم ( پايان‏ كارشان جهنم است ) ، زيرا دلها دارند و با آنها فهم نمی‏كنند ، چشمها دارند و با آنها نمی‏بينند ، گوشها دارند و با آنها نمی‏شنوند . اينها مانند چهار پايان بلكه راه گم كرده‏ترند " .

پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388  توسط حسن براتی  |

 

رازهای پنهان قرآن برای انسان

" همانا امانت خويش را بر آسمان و زمين و كوه‏ها عرضه كرديم ، همه از پذيرش آن امتناع ورزيدند و از قبول آن ترسيدند ، اما انسان بار امانت‏ را به دوش كشيد و آن را پذيرفت . همانا او ستمگر و نادان بود"    

 ۹. او جز با ياد خدا با چيز ديگر آرام نمی‏گيرد . خواستهای او بی‏ نهايت است ، به هر چه برسد از آن سير و دلزده می‏شود مگر آنكه به ذات‏ بی حد و نهايت ( خدا ) بپيوندد .
" ای انسان ! توبه سوی پرورد گار خويش بسيار كوشنده هستی و عاقبت او را ديدار خواهی كرد "

۱۲.او جز در راه پرستش خدای خويش و جزبا ياد او خود را نمی‏يابد ، و اگر خدای خويش را فراموش كند خود را فراموش می‏كند و نمی‏داند كه‏ كيست و برای چيست و چه بايد كند و كجا بايد برود . 

۱۳ .او همينكه از اين جهان برود و پرده‏ء تن كه حجاب چهره‏ء جان است‏ دور افكنده شود ، بسی حقايق پوشيده كه امروز بر او نهان است بروی آشكار گردد .
" همانا پرده را كنار زديم ، اكنون ديده‏ات تيز است " 

 "ای نفس آرامش يافته!همانا به سوی پرورد گارت باز گرد با خشنودی‏ متقابل : تو از او و او از توخشنود". 

 . 14 او تنها برای مسائل مادی كار نمی‏كند ، يگانه محرك او حوايج مادی‏زندگی نيست . او احيانا برای هدفها و آرمانهايی بس علی می‏جنبد و می‏جوشد .
او ممكن است كه از حركت و تلاش خود جزر رضای آفريننده ، مطلوبی ديگر نداشته باشد .

دوشنبه یازدهم خرداد 1388  توسط حسن براتی  |

 

حقیقت

دانلود کتاب

مشاهده 

نویسنده

موضوع

صفحه شعر

مولانا و...

اشعار ناب عرفانی

دانلود

دست نوشته

شهید مطهری

 حقیقت آفرینش

 

 به زودی

دکتر وین دایر

راز های آفرینش و نیروی اراده

                 

  دست نوشته 

شمس و...       

 نثرهای عرفانی از بهترین آفریدگان

دوشنبه یازدهم خرداد 1388  توسط حسن براتی  |

 

ني نامه ي مولانا

بشنو از ني چون حكايت مي كند       از جدايي ها شكايت مي كند

كز نيستان تا مرا ببريده اند          در نفيرم مردو زن ناليده اند

سينه خواهم شرحه شرحه از فراق       تا بگويم شرح درد اشتياق

هر كسي كاو دور ماند از اصل خويش        باز جويد روزگار وصل خويش

من به هر جمعيتي نالان شدم      جفت بد حالان و خوش حالان شدم



جمعه هشتم خرداد 1388  توسط حسن براتی  |

 

نقش هاي ملكوتي

هو المصور         

                                    

 


ادامه مطلب

جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388  توسط حسن براتی  |

 

تلنگر

آيا ميدانيد خدا مي بيند؟! ... و آيا در محضر همين خداست كه گناه آلوديم. جوينده بدان با ياد خدا دل آرام ميگيرد...

نامه هایی به پروردگار

هوايا انسان را به زوال مي كشد اين بار مي نويسم تا بداني طاقتي نمانده صداي آخرين نفسهايم را خوب گوش كن : تو نهايتي تو هميشه حاضري تو آشكارو پنهاني تو خداي آسماني .نوري و عشقي تو اشك پاك منتظري تو همه هستي هستي هستي . اگر نگفته بودي كه از همه چيز به من نزديك تري هيچوقت باور نمي كردم كه در حضور توست كه باز هم گناه آلودم در حضور توست كه حاشا مي كنم پستي ام را من متعلقم آزادم كن ... راستي از معشوقه(يا ابا صالح) چه خبر عمري است در خاطرش به خاطره پيوسته ايم .سلامي برسان بگو فلاني تا حال خفته بود و چه زيبا گفته است صائب:دل چو شد غافل زحق فرمان پذير تن شود   مي برد هرجا كه خواهد اسب خواب آلوده را   آري ما خفتگانيم و كاش با نيشتر آمدنت بيدار شويم بيا كه دمي از تو مي شنوم آتش مي گيرم بيا قول خواهم داد دل را ساز كنم تو فقط بيا ...

چند نامه دیگر...


ادامه مطلب

چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388  توسط حسن براتی  |

 

منتظران کجایید

خلافت را ٢٥ سال از اميرالمومنين غصب كردند، دل نازينش چنان از جور روزگار به درد آمد كه فرياد بر آورد: «خار در چشم و استخوان در گلو صبر كردم» مهدي ما ١١٧٠ سال است كه خار در چشم و اسخوان در گلو دارد.

امامتان با دل خون و چشم پر اشك دست ياري به سمت شما دراز كرده؛  

«و اكثرو الدعاء بتعجيل الفرج» براي تعجيل در فرج من بسيار دعا كنيد.

نكند شرمنده ي رسول خدا شويم.

صداي «هل من ناصر ينصرني» امام زمان همانند نواي جد بزرگوارش در عالم پيچيده

چهارصد و چهارده هزار و ششصد و دو روز از غيبتش گذشت. چند روز ديگر بايد بگذرد...


ادامه مطلب

سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388  توسط حسن براتی  |

 

 

 

 

غروب جمعه...
غربت
من امروز از خودم برکنار شدم
ملكوت
لحظه مرگ
اينك آخر الزمان 2
اينك آخر الزمان
ضمير نا خود آگاه يا اراده الهي
ستایش پروردگار در نهج البلاغه
دکتر وین دایر

 

88/08/22 - 88/08/30
88/07/22 - 88/07/30
88/04/05 - 88/04/21
88/04/08 - 88/04/14
88/03/22 - 88/03/31
88/03/05 - 88/03/21
88/03/08 - 88/03/14
88/02/22 - 88/02/31

 

 

حضرت مهدي(عج) در قرآن
گالري عكس جمكران
آرامش قلب توسط قرآن
شگفتي آفرينش دنياي زير آب
حقيقت آدمي در قرآن
نثرهای عرفانی از بهترین آفریدگان
اشعار عرفاني

 

::دلهاي آبي::
::درد دلهاي يك دانشجوي مسلمان::
::توكل بر خدا::
:: پيامبر اكرم ::
::اطلاعات عمومي::
:: كوچه باغ زندگي ::
::بيت الحسين::
:: اميد به خدا ::
:: امام زمان و مهدویت ::
::جایی برای زندگی بهتر::

 

RSS 2.0
تبیلغات رایگان