|
امشب
به اندازه ی تمام غربت جمکران دلم گرفته . حس می کنم از قالب تن تهی شدم و
روح سرگردانم در حوالی جمکران خاموش است . نمی دانم چرا چشم ما لیاقت دیدن
یوسف فاطمه را ندارد ... تمام کائنات برای امام زمان باقیست و چند میلیارد
انسان تنها به خاطر آمدن مهدی (عج) است که نفس می کشند... شعرم را تقدیم به عاشقانش میکنم تا بدرقه راه انتظارشان باشد ... جانا به من جانی ببخش وز خود به من آنی ببخش دست تمنا را ببین از لطف خود نانی ببخش این دل چو با یادت رود . بیگانه با خود می شود نورا بیا ظلمت ببر .این دهر را سامان ببخش حسن جمالت می رود تا عرش او پروانه وار این عاشق شیدا ببین . در عید خود قربان ببخش ما سر به تو بسپرده ایم . تا کی چنین با انتظار از قلب عاشق می بری . این صبر را دیوانه وار این غصه ها در دل شکست تا نام زیبایت شنید بر این یتیمان علی .دستی به سر از غیب و از پنهان بکش ای خوب روی آسمان . ای دلبر منتظران این انتظارت می کشد ما را . بیا پایان ببخش بی دیدنت عاشق شدم این از کدامین عشق هاست جام شهادت را بده . این مرگ را آسان ببخش مر می شود بی دیدن معشوقه شیدایی کنی عشقا بیا کفرم ببر. ایمان ببخش . ایمان ببخش
|